کوچه باغ

توقف موقت آدم ها

در اوج یک ناامیدی بزرگ ، قید و بندهای این زندگی مادی را عجیب احساس می کنم و عجیب حس می کنم چه هوای کهنه مسمومی است هوای این دنیا..

روزی که صداقت را در عشق معنی می کنی و عشق را بهانه زیستن ات..

روزی که جرات ندارم نا امیدی ام را باورم را کنم و به همه خوبی ها شک می کنم..

به خودم شک می کنم!

فرار می کنم از آنچه می خواهم..

   + ivy ; ٥:٢٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٢/٢۳
comment نظرات ()