کوچه باغ

روزی که از تو رد شدم

باز می ترسم . می ترسم از اینکه از آمدنم ناامید شده باشی ، رفته باشی و پیدایت نکنم.

شجاع باش . نترس . بگرد . اگر بخواهی می یابی اش.

قدرت می خواهم . قدرت . 

مگر یادت نیست مدام در خلوتت می گفتی ، وقتی او هست نمی شود و همیشه جایی از کار می لنگد. مگر دنبال تواضع نمی گشتی؟ مگر این تو نبودی که آرزویت بود یک روز احساس کنی با خاک یکی شدی. مگر تو نبودی که می گفتی دوست داری شیره وجودت از سختی کشیده شود.

اعتقادت کجا مانده که وا می مانی. 

این درد اگر تو را از پا نینداخت ، بدان که بزرگ ات می کند. بزرگ . محکم .

من از واقعیت است که می ترسم. 

کاش دلم کمی قرص تر بود.

انگار وقتی نیستی من کاری برای انجام دادن ندارم.

   + ivy ; ٢:٤۱ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۳/٢۸
comment نظرات ()