کوچه باغ

پی نوشت

1. فقط کافی بود از قبل می دانستم قرار است چند روزی را در جایی بمانم. به محض رسیدن به آنجا، که حالا ممکن بود اتاقی در یک هتل ،کوپه ای در یک قطار، چادر کوچکی در پناهگاه کوهی، یا هر جای دیگری باشد، فضا را جوری بازچینی می کردم که بیشتر احساس راحتی کنم. از همان ابتدای ورودم می فهمیدم که باید مثلا جای تخت عوض شود یا مثلا اینجا رنگ زردش خیلی کم است یا بهتر است چیزی از جایی آویزان کنم.  

2. گاهی دچار خودآزاری مزمنی می شوم. هوایت را همه جا جستجو می کنم و رَدَت را آنقدر می گیرم تا بهانه ای برای با من نبودن هایت پیدا کنم.

3. قدیم ترها می ترسیدم وقتی رفتی تنهاتر شوم. الان می ترسم وقتی رفتی تنها شوی.

   + ivy ; ۱٠:٠٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٧/٢۸
comment نظرات ()