کوچه باغ

اشک

"چیزی که همیشه برایم عجیب بوده این است که اصولا اشک در برنامه خلقت پیش بینی شده. یعنی آدم بناست گریه کند. باید پیش بینی شده باشد. واقعا که هیچ سازنده محترمی همچه کاری نمی کند." *

دلم می خواست یک داروی آرامش بخش یا اصلا یک عادت آرامش بخش داشتم که هر وقت از دست کسی یا چیزی اعصابم به هم می ریخت سریع داروی موردنظر را خورده یا آن عادت خاص را انجام می دادم و خلاص.

پ.ن. آدم باید همیشه حواسش باشد کجا دارد می رود. همیشه حواسش باشد گاهی به گوشه دنجی احتیاج پیدا خواهد کرد تا کمی برای خودش گریه کند. 

پ.ن. امشب زدم به سیم چند تا مونده به سیم آخر! 

*: از کتاب "زندگی در پیش رو" نوشته "رومن گاری"

   + ivy ; ٥:٢٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۸/٢٠
comment نظرات ()