کوچه باغ

پل

آدم که بزرگ می شود کم کم جسم های خارجی مختلفی را در خودش جای می دهد. از آمالگام دندان گرفته تا لنز و پلاتین و هزار جور جسم دیگر. فکر آدم هم همین طور است . حتی خیلی زودتر میزبان خارجی ها می شود. میزبان ارزش ها، افکار و عقایدی که رفته رفته از بیرون می آیند و جای محکمی برای خودشان پیدا می کنند.

اما دلِ آدم..

شاید سال ها طول بکشد تا، کسی را در خودش جا دهد. دل، اصلا حسابش جداست. خودش تصمیم می گیرد. خودش انتخاب می کند. خودش می تازد. 

و آن زمان که میزبان دلِ دیگری شد، محال است رام اش کنی. محال است مهارش کنی. خودش می داند و خودش. تو فقط نگاه می کنی و از پی اش می روی.

پ.ن. آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست..هر کجا هست خدایا به سلامت دارش

   + ivy ; ٥:٤۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٩/٢۳
comment نظرات ()