کوچه باغ

از "شیر" تا "شیر"

"شیر"ها از هر نوعی که باشند سرکش و وحشی اند. با آن ظاهر زیبا و گاهی آرام، همیشه اما فریبکارند. صبح ها که ظرف شیر قهوه ام را بر روی گاز می گذارم، مدام حواسم هست که جلوی سرکشی اش را به موقع بگیرم، اما همین که چند ثانیه، فقط چند ثانیه می روم که ماگ آبی ام را بیاورم، شیر با تمام قدرت و اُبهت اش سرکشی می کند و سر می رود!

شیرِ آب هم همین است. به محض اینکه خیالِ راحت مرا می بیند که مقابل آینه جلویِ دستشویی، خوشحال آواز می خوانم و دستان کفی ام را به هم می مالم،آن چنان انفجار و آشوبی راه می اندازد که بیا و ببین!

سپاس زبان شیرینِ فارسی را که این چنین خردمندانه واژه گزینی کرده است.

   + ivy ; ۱٠:۱۱ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۱٠/٢٧
comment نظرات ()