ضد فراموشی

وسط های رکعت دوم نماز ظهر بودم که یادم آمد زیر پلویی که بار گذاشتم را کم نکرده ام! سریع نماز را تمام کردم و رفتم دیدم که نه، انگار زیرش را کم کرده بودم و یادم نبود.

به وسط های رکعت سوم نماز عصر که رسیدم، یادم آمد گوشی موبایلم که از صبح زده بودم اش به برق تا شارژ شود، همچنان به برق است و خاموش! قرار بود ملیحه از داروخانه به من زنگ بزند تا برایش توضیح دهم کدام داروها را بگیرد.

پ.ن. ای کاش که جای آرمیدن بودی

/ 5 نظر / 5 بازدید
دل منه

اینم از نتایج نماز خوب خوندنه که ذهن آروم میشه ، عینه مدیتیشن . قبول باشه [قلب]

QuantumPoet

دقیقا به همین دلایل بود که من در ایام جوانی فقط نماز عشا رو میخوندم و بعد شم اونم جاشو داد به فالی از حافظ و نواختن قطعه ای  با ستار.

ذهن طلایی

پلو رو بار نمی ذارن. پلو رو می زارن رو گاز بپزه! مگه می خوای بذاریش پشت وانت؟!!! بعد می گن ما ها فارسیمون خراب شده!!! یکی نیست بیاد ببینه اینا که ایران ان چی می گن!!!

ذهن طلایی

مگه تلفن ثابت ندارین؟ به ملیحه بگو یا ایمیل بزنه یا زنگ بزنه تلفن ثابت! هزینه اش هم کمتر می شه!

شفق سبز

وای امان از دست شما[ماچ]درست گفتید این شرح حال همه مون هست[قهقهه]