پل

آدم که بزرگ می شود کم کم جسم های خارجی مختلفی را در خودش جای می دهد. از آمالگام دندان گرفته تا لنز و پلاتین و هزار جور جسم دیگر. فکر آدم هم همین طور است . حتی خیلی زودتر میزبان خارجی ها می شود. میزبان ارزش ها، افکار و عقایدی که رفته رفته از بیرون می آیند و جای محکمی برای خودشان پیدا می کنند.

اما دلِ آدم..

شاید سال ها طول بکشد تا، کسی را در خودش جا دهد. دل، اصلا حسابش جداست. خودش تصمیم می گیرد. خودش انتخاب می کند. خودش می تازد. 

و آن زمان که میزبان دلِ دیگری شد، محال است رام اش کنی. محال است مهارش کنی. خودش می داند و خودش. تو فقط نگاه می کنی و از پی اش می روی.

پ.ن. آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست..هر کجا هست خدایا به سلامت دارش

/ 8 نظر / 5 بازدید
سرگشته

اينبار من يكبارگي در عاشقي پيچيده ام // اينبار من يكبارگي از عافيت ببريده ام دل را ز خود بركنده ام، با چيز ديگر زنده ام // عقل و دل و انديشه را از بيخ و بن سوزيده ام اي مردمان، اي مردمان، از من نيايد مردمي // ديوانه هم ننديشد آن كاندر دل انديشيده ام

می خواهم بنویسم

سلام . مدل نوشته هات رو خیلی دوست دارم ، خیلی دلنشینه ... خدایا به سلامت دارش ... [گل]

افرا

من از اين جسم هاي خارجي(امالگام)توي دهنم دارم يه عالمه[بغل]

دل منه

پس مشکل از دل من نیست که رام نمیشه ، دلهای دیگه هم ؟ [خجالت]

فرشته

دل كه بلي. راه خودش رو مي گيره و پيش ميره. سرسخته، مقاومه، يعد ظريف و حساس هم هست. [گل] ... به سلامت دارش ... [قلب]

حسن عاملی

سلام برای همبن است که سعدی می فرماید: صد نشتر عشق که بر رگ روح زدند یک قطره از آن چکید و نامش دل شد ....[گل]

مهسا

آخی ی ی ی خدایا به خاطر پیچک ما...به سلامت دارش! نوشتنت رو دوس دارم.یه طور قشنگ مینویسی درعین اینکه حریم شخصی رو خیلی خوب حفظ میکنی. بهت سر میزنم