الف- نمی‌دانم توی این شیرینی‌ها چه چیزی ریخته‌ام که ملت قبل از خوردن کلی تعریف و تمجید می‌کنند و بعد از خوردن حرفی از شیرینی نمی‌زنند. آن‌قدر هم که کم درست کرده‌ام می‌ترسم یکی را امتحان کنم هم تعدادش کم شود و هم اعتماد به نفسم.

ب- یکی از بدی‌های دید و بازدید هم در این است که مدام باید برای ملت توضیح بدهی که چه کردی با درس و مشق‌ات و برنامه‌ات برای زندگی چیست و حالا چه کار می‌خواهی بکنی و فلان و بیسار. هر سال هم همین رویه تکرار می‌شود. سال آینده می‌خواهم یک بروشور چاپ کنم و در همان بدو ورود یکی یک دانه بدهم دست‌شان و حجت را بر همه تمام کنم.

ج- یک مَرَض مزمنی هم دارم که وسط یک کار مهم یک دفعه یادم می‌آید که توی فلان میهمانی با فلان آدم شاید بد رفتار کرده‌ باشم.

 

/ 0 نظر / 9 بازدید