ترس

گاهی ترس عجیبی وجودم را فرا میگیرد.می ترسم.از خودم می ترسم.

مثل بچه ای می شوم و از تمام ترس های کودکی ام ،دوباره می ترسم.می ترسم از تاریکی،ازتنهایی،ازخواب بد آن شبم.

اما این بار به جرم بزرگ شدن ،آغوش مادرم ،حسرتم می شود.

پ.ن.کاش وقتی آمده بودی کفش هایت را مثل روزهای بچگی در باغچه پنهان می کردم تا بیشتر بمانی.

/ 10 نظر / 5 بازدید
شيرين بيان

چونک کلیم حق بشد سوی درخت آتشین گفت من آب کوثرم، کفش برون کن و بیا هیچ مترس ز آتشم، زانک من آبم و خوشم جانب دوست آمدی، صدر تراست، مرحبا بهانه جایز نیست . خداوند هشدار میدهد و گاه این هشدارها سخت می آیند بنده را . اگر دانستی و فهمیدی و نشدی، آنگاه زود دیر میشود . اما صرف دانستن و پشیمانی، نشانه خوبی ست که خداوند هیچ گاه بندگانش را تنها نخواهد گذارد. خداوند همه مان را بیامرزد...

عاطفه

سلام دوست خوبم به روزم و منتظر حضور گرمت[گل]

مینیمالی

چقدر پ.ن باحالی بود ، کفهاش رو قایم میکند! بهانه ای برای بیشتر ماندن! مرسی پیچک این ترس لعنتی نگذار زیاد سراغت بیاد ، دلیل ترس ، محکم نبودن اطمینان از راهه ، یعنی اطمینان نداری که راهی که برای بزرگ شدن و رشد کردن انتخاب کردی درسته، شاید بعضی وقت ها از بزرگ شدن مون راضی نباشیم ولی حداقل اینکه اگه به این راه زندگی مون امید نداشته باشیم ، مطمئنا به ناامیدی بزرگی میرسیم! [گل]

نوبل

به هیچ عنوان دوست ندارم بزرگ شم! یکی از آرزوهای محال من تو زندگیم اینه که تو همین سنم بمونم و دیگه رشد نکنم... از ته قلبم این آرزو رو دارم... یه جورایی خوشحالم از اینکه هنوز دنیای کودکی برام مهمه و بهش وابسته م ! [گل]

سمی

سلا م پیچک جــــــــــــــــــــــــــــونم خوبی ایشالا؟؟ لایک به پ ن [لبخند] مواظب خودت باش خندوووووووووووووووووووووووووووووووووون مثل همیشه

پرقربانی

سلام پیچک جان.من هروقت میترسم به یاد چیزهای خوبی که دارم میافتم .نور،خدا،و رویا.رفتن آدمها مارو ناراحت میکنه ولی اینو یادمون میره که بااز دست دادن بعضی آدمها یه آدمهای جدیدتر به زندگیمون میان.بخند وامیدوار باش[گل][لبخند]

حاشیه

نه برادرم !نه! امروز با هم مي رويم راي مي دهيم فردا گرگي هستي كه در خيابان پيراهنم را مي دري... سلام. با یه شعر قدیمی به روزم..

گل گندم

سلام! نوشته هاتون واقعا قشنگه من عاشق این طور نوشته هام!! به ادم روح دوباره میده! میتونم لینکتون کنم؟