هوای بهشت

 

 صدای برگ های درختان بلند این عمارت آدم را به وسعت بلند آرزوهایش می برد،امشب دریچه ایی از بهشت به رویمان گشوده بود،ما مست از رقصیدن در شکوه این باد،دستهایمان به موازات شاخه های درختان رو به بالا،باد چون پیچکی به دورمان حلقه می زد..تمام مقدساتمان امشب یک جا جمع بود..

مبادا دستمان را رها کنی..

 

/ 3 نظر / 6 بازدید
یک دوست

سلام. دیدم که لطف کرده اید به وبلاگ قبلی ام لینک داده اید. با همین اسم در وبلاگ جدیدم لینکتان کردم. ممنون می شوم که این لینک جدید را نیز اضافه کنید.