گٌمیّت

دلم می خواد گم بشم. دلم می خواد توی یک کشور آفریقایی، جوری گم بشم که ندونم کی هستم، از کجا اومدم. دلم می خواد حتی اسم و نسب  ام هم یادم بره. 

پ.ن.یکی نیست به من بگه آخه تو پدر عروسی؟! مادر عروسی؟! چی کاره نزدیک اش هستی که تا می بینیش به گریه می افتی؟!

/ 12 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
زرتشت

درود پیچک جان. ما همینجوری خودمون تو دنیا گم هستیم. دیگه از این هم گم تر ؟ [لبخند] پایدار باشی عزیز

فرشته

من زندگی در هر جایی را دوست دارم تجربه کنم. کلا تجربه های نو را دوست دارم. حتی در کشورهای افریقایی. بود زمانی که دلم می خواست کسی را نبینم و جایی دور برم که کسی پیدایم نکنه ... [لبخند]

ذهن طلایی

همم... امیدوارم اگه این اتقاق بیفته پشیمون نشی!!!

مریم

سلام خیییییلی خوبه مطلب هات به دلم نشسته راستی حتما به منم سر بزن منتظرم[ماچ]

دل منه

چرا اینقدر باید غصه خورد که خود را هم گم کرد ؟!!! [نگران] بی خیال بابا [خنده]

بهاره

گاهی اوقات واقعا لازمه که آدم مدتی گم بشه و نباشه اون جاهایی که همیشه هست... گاهی اوقات لازمه آدم انجام نده کاریو که دیگرون به زور می گویند انجام بده... و وقتی نمیشه و آدم زورش نمیرسه از ته دل آرزو میکنه که ای کاش می شد نامرئی شد و به هرکجا که دوست دارده بره... تنها چشمها رو ببنده و سر کوه و جنگل و دریا در بیاره... سر از آفریقا و اروپا و اصلا آن ور دنیا در بیاره... و درست در این لحظه است که آدم قهرش میگیره از خدا که چرا این روح بلند پرواز رو اسیر جسم کرد... می بینید منم مثل شما خیلی وقتها دلم میخواد واقعا بذارم برم جایی که هیچ کس نباشه حتی خودم[لبخند]

حسن عاملی

احساسی مشترک بین همه انسانها که گاهی دچار ان می شویم..[گل]

گولدن

هاااا... چند روزه خیلی به این نوشته ات فک می کنم.. اصلا فک کنم اومد که اینو دوباره بخونم و برم!