آغاز

من پستی و بلندی هایش را دوست دارم. من این تلاش و تکاپویش را دوست دارم. من این ضمانتی را که اگر بخواهی و انجام دهی و محکم سر تصمیم ات بایستی، حتما خواهی رسید را دوست دارم.

من این فرصت را دوست دارم. این که می توانم سرآغاز تغییرات بزرگ باشم. این که می شود سرآغاز نسل نویی بود. این که می شود به خیلی پلیدی ها و تنبلی ها پایان داد.

من زندگی را دوست دارم.

/ 8 نظر / 5 بازدید
دل منه

دوستان وقت گُل آن به که بعشرت کوشیم سخن اهل دلست این و به جان بینوشیم [گل]

افرا

آه اي زندگي منم كه با همه پوچي از تو لبريزم[گل]

می خواهم بنویسم

چقدر انرژی تو این نوشته بود ... منم زندگی رو دوست دارم و دارم وارد یک توافق دوست داشتنی باهاش می شم ... [گل]

افرا

نمي خواهم بميرم ، با كه بايد گفت ؟ كجا بايد صدا سر داد ؟ در زير كدامين آسمان ، روي كدامين كوه ؟ كه در ذرات هستي رَه بَرَد توفان اين اندوه كه از افلاك عالم بگذرد پژواك اين فرياد ! كجا بايد صدا سر داد ؟ فضا خاموش و درگاه قضا دور است زمين كر ، آسمان كور است نمي خواهم بميرم ، با كه بايد گفت ؟ اگر زشت و اگر زيبا اگر دون و اگر والا من اين دنياي فاني را هزاران بار از آن دنياي باقي دوست تر دارم . به دوشم گرچه بار غم توانفرساست وجودم گرچه گردآلود سختي هاست نمي خواهم از اين جا دست بردارم ! تنم در تار و پود عشق انسانهاي خوب نازنين بسته است . دلم با صد هزاران رشته ، با اين خلق با اين مهر ، با اين ماه با اين خاك با اين آب ... پيوسته است . مراد از زنده ماندن ، امتداد خورد و خوابم نيست توان ديدن دنياي ره گم كرده در رنج و عذابم نيست هواي همنشيني با گل و ساز و شرابم نيست . جهان بيمار و رنجور

رها از چارچوب ها

چه نوشته سوپر انرژیکی! اما شک دارم کسی ضمانتی داده باشه به خصوص یه ضمانت معتبر[چشمک]

ذهن طلایی

آن که رفت آن که ماند.