ما چگونه ما شدیم*

بهترین زمان برای کشف استعدادهایم درست زمانی است که من تصمیم می گیرم برای مدت طولانی بر روی موضوع خاصی تمرکز کنم و وقت بگذارم. مثلا یک آزمون، یک پروژه یا هر چیز به ظاهر مهم دیگری. دقیقا پس از ثبت نام در آزمون و یا صحبت با استاد برای همکاری در پروژه، دقیقا چند ثانیه بعد، من با عمق وجودم در میابم که استعداد عجیبی در آشپزی دارم! یا عجیب حس می کنم وقت آن است که بروم و کتاب هایی را که عمری نخوانده ام بخوانم و یا فیلم هایی را که ندیده ام ببینم!

برعکس، مثلا زمانی که در انجمن ادبی ثبت نام کردم و قرار بود وقت بگذارم و یک نثر ادبی برای یک تصویر بنویسم، درست همان زمان بود که فهمیدم هیچ مبحثی در فیزیک، به شیرینی مبحث نوسانگرهای هارمونیک کوانتومی نیست و من این مبحث را باید همین الان دوباره بخوانم. 

خلاصه کشمکش عجیبی درونم بر پا می شود و دست آخر به هیچ کدام از کارها جامه کاملی از عمل نمی پوشانم!

پ.ن. تو غره بدان مشو که می مینخوری   صد لقمه خوری که می غلام‌ست آنرا

* . نام کتابی از صادق زیبا کلام

/ 6 نظر / 7 بازدید
افرا

همه كاره هيچ كاره است[قلب]

رضا

فکر میکنم فعالیت در انجمن ادبی باید خیلی لذت بخش باشه[لبخند]

دل منه

آخی یادش بخیر ... منم اون موقع ها که توی مسیر درس یا پروژه بودم یا کارخانه مشغول به کار بودم ، از این حسها همیشه بهم دست میداد ... اما حالا تا دلم بخواد وقت برای انجام این جور فعالیتهای فرعی دارم ... دلم اون مسیر اصلی رو طلب کرد یهو ...[رویا]

حسن عاملی

سلام یک ضرب االمثل می گوید:هرچیز به جای "خویش" نیکوست...تاکید روی مکان و زمان است....یک ضرب المثل دیگر می گوید: فیلش یاد هندوستان کردن.....تلفیق این دو می تواند به ما کمک کند که چگونه می خواهیم ما بشویم......چقدر طولانی شد....[گل]

zahra

سلام عزیزم .دوست جونم .متنت عالی بود

ذهن طلایی

آره.. من دور ی فوق یه شب یه امتحان خفن داشتم.. بعد زد به سرم آلمانی بخونم. مثل سگ نشستم آلمانی خوندم. بعد امتحان مزخرف شد. البته آخرش نمرم خوب شد!