alternative

هر چه گشتم "حافظ "ام را نیافتم . دست آخر به "مبانی فیزیک حالت جامد" اکتفا کردم!

/ 11 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مینیمالی

من یه کتابخانه دارم، شبها که میخوام بخوابم ، دستم رو دراز میکنم هویجوری یه چیزی برمیدارم و میخونم ! در حد 10 صفحه ، خیلی وفتها به جای حافظ ، اصول الگوریتم گیری ، فیزیک هالیدی ، مبانی ریاضیات گسسته و ... رو خوندم ، حالت برام آشناست!

شيرين بيان

جالب است . ديشب يه جورايي درگير بودم دربارۀ يه چيزي، خلاصه رفتم سراغ ديوان حافظ و تفألي زدم و مثل هميشه غزلش همچون تيري بوود در ميان سيبل . شايد آنرا در وبلاگم قيد كنم . اما سواي جواب درست و دقيق كه بهم داد، طوري اين رو بهم گفت كه مجبور شدم براي چند لحظه ديوان رو ببندم تا مجالي پيدا كنم از اشك و لبخندي كه ب صورتم هجوم برده بودند . تا حالا ياد ندارم كه ب سراغ ديوان حافظ رفاتباشم و عيان و بي حاشيه جوابم رو نداده باشه . باز هم بگرد و پيداش كن.[لبخند]

عاطفه

سلام به روزم با "با من 1 فنجان قهوه میخوری؟" [گل]

سمیرا

سلام پیچک جــــــــــــــــــــــــــــونم مرسی که سر زدی[هورا] آخی یادش بخیر حافظــــــــــــــ قشنگ بود[نیشخند]

وحید

[لبخند] این نیز بگذرد[گل]

شيرين بيان

تعطيلات يعني اين . كلا كركرۀ وبلاگ رو كشيده پايين خدافظ شما ...

آرش

همه جا نشسته ای حتی میان غزل های حافظ و فال های هر شب و گریه های پنهان ماهی کوچکی که هر شب با ماه، آرزوهایش را در میان می گذرد... من تو را هم در سیاهی شب ها می بینم و هم در سپیدی سحرها... هم در آسمان قبل باران و هم در بوی خاک باران زده... هم در اردیبهشت روزهای خوشبختی،هم در آبان برگ های خزان زده