باب اسفنجی

 

یک چند روزی است که به دوران نوجوانی برگشته ام. همان روزی که برچسب های قشنگ باب اسفنجی را دیدم و دلم برای تمام شخصیت های کارتونی تنگ شد. برچسب باب که به همراه دوستان و فامیل اش بود را خریدم و مثل بچه ها دل در دلم نبود که بهترین هایش را به دفتر و کتاب هایی که دوستشان دارم بزنم. آن یکی که از همه بزرگ تر بود را پشتِ لپ تاپ زدم.

من عاشق این برچسب های شاد و خوشحالم! شخصیت های کارتونی که همیشه به تو لبخند می زنند و تو را پر از امید می کنند.

اصلا این برچسب ها من را به نوجوانیِ شادم چسب می زنند.

 

/ 8 نظر / 9 بازدید
ققنوس

تازه خریدی؟ مبارکه منم امروز شمع خریدم. از اونایی که دوست دارم. هر چی بهشون نگاه می کنم سیر نمی شم[نیشخند]

ققنوس

فقط باب اسفنجی رو خریدی؟

شفق سبز

سلام دوست گرامی[نیشخند]این نقشها همه رابه عالم نوجوانی میبرد حتی کسانی مثل من را که همیشه در عالم کودکی هستم[چشمک]چی گفتم...خودم هم نفهمیدم[خجالت]

رنگینک

خوب گفتی. به نوجوانی ام چسب می زند! من این حس رو نه تنها به برچسب ها کللا به لوازم التحریری دارم. عاشق پرسه زدن تو لوازم التحریری هام:)

حسن عاملی

سلام عجب حس نوستالوژیک خوبی.....یاد سند باد و زورو افتادم...به باب اسفنجی سنمان قد نمی دهد...[لبخند]