بی‌حس می‌شوم. مثل یک شی خاکستری در گوشه‌ای تاریک. حرف‌هایم به یکباره تمام می‌شود. خیره نگاه می‌کنم توی چشم‌هایی که نیست و تمام حس‌هایی که شاید خوب بود پرواز می‌کنند تا دورها و من نگاه می‌کنم. حتی اگر متهمم کنند و ببرندم تا پای چوبه‌دار  من باز نظاره‌گر وقوع واقعه‌هام. همین قدر سرد و بی‌حس.

 

/ 0 نظر / 21 بازدید