از خودم گریه ام می گیرد

امروز تمام سادگی ام را گریه کردم.گاهی از جلدم بیرون می آیم و از دید غریبه ای به خودم می نگرم،از این همه سادگی گریه ام می گیرد.

همیشه ته تمام گریه ها مادرم را فریاد می زنم،وجود این فرشته تمام هستی من است،تمام دلگرمی من است.کجای کار گفته بودند صبور باش و تنها و سر به زیر و سخت؟

گاهی آرزو می کنم کاش می شد برای چند لحظه ای چشمانم را ببندم،به روی آنچه حقیقتم را می رباید.

/ 4 نظر / 19 بازدید
سعیده

همیشه برای اینکه آدم بتونه شخصیت خودش رو مورد قضاوت قرار بده بهترین راه اینه که از بالا به شخصیت خودش نگاه کنه [چشمک] دوست داشتی طرف وب منم بیا ... [گل]

فرزانه..

گاهی لازمه یکم با خودت در بیافتی تا ببینی عمق این همه احساس و تا کجا نشانه رفتی..یک ان ادم تا سرپایینی و میبینه به خودش میاد شاید صلاح همین بوده.. خوشحال باش عزیزم حتی بیخود

نژلا

گریه چرا؟وقتی میتونیم بخندیم گریه چرا؟تموم شادی هارو برات آرزو میکنم و تموم گریه هارو برا اونایی که خواهان ناراحتیت هستن میکنم.[ماچ]

artin

صبح بخیر -متن پرمعنایی بود.""هرچه نور بیشتر :سایه ها عمیق تر!!!![چشمک]