حاشیه

خوب که فکر می کنم می بینم انگار حاشیه ها درست تر از اصل ها هستند. اصل ها یک جورهایی ارثی و اجباری اند. بوی دروغ می دهند. حاشیه ها اما افشاگرند. مثل حاشیه کثیفِ شهرهایِ تمیز. حاشیه ها صادق اند. به هیچ طریقی نمی توان حذف شان کرد. حاشیه ها سِرِ اصل را برملا می کنند. اصل اگر درست بود که اصلا حاشیه ای نداشت.

حاشیه ها اصلا کم زور نیستند. هر قدر هم برای سرکوب شان تلاش کنی باز از جایی سر باز می کنند. 

آدم هم همین است.

 

/ 11 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
می خواهم بنویسم

سلام ... منم موافق زندگی بی حاشیه هستم و همیشه طوری بودم که حاشیه نداشته باشم ... همینی که واقعا هستم رو به آدمها نشون می دم ، اینجوری خیالم راحته که حاشیه به دنبالم نیست ... موفق و پیروز باشی ...

ققنوس

نوشتنتون یه سبک خاصی داره خوشم میاد

دل منه

خوشم اومد ، اینو باید به یه دوست بگم که حاشیه های خودش رو به شدت انکار میکنه ..... خداییش شخصیت اصلی آدما همون حاشیه ست .[متفکر]

حسن عاملی

سلام "در کتاب زندگی حاشیه ای خواندنی باشیم تا سطری ملال آور.."این از پیکاسو است به گمانم.....همین[گل]

شفق سبز

با سلام به شما. به موضوع خوبی اشاره کردید باهاتون در مورد شهرها موافقم[نیشخند]

QuantumPoet

بحث حاشیه‌ها برای من خیلی‌ اساسی و با اهمیته. من عمیقا اعتقاد دارم که حقیقت هر چیزی با مرزها و چارچوب هاش تعریف میشن. مشاهده کننده هم قسمتی‌ از چارچوب. عکاسی رو برای همین دوست دارم: کشیدن چارچوب و خلق ناگهانی یک واقعیت که قبلاً وجود نداشته. حقیقت از طریق چارچوبش با ما حرف میزنه. اصلا اگه اینطوره، آیا فقط چارچوب نیست که حقیقت داره؟ بحث خیلی‌ مفصلی‌یه و به فلسفه ژاک دریدا Jacques Derrida مربوط میشه ... درود به ذهن تو که به این مساله مهم فکر میکنی‌

پیچک

دارم فکر میکنم من چطور حاشیه ای دارم :) سلام پیچک [لبخند][گل]

ذهن طلایی

من هم حاشیه ام بود که نابودم کرد.

مهسا

حاشیه ... گاهی فک میکنم اگه حاشیه نبود,هر اصلی چیزی کم داشت!چیزی که یه کم تنوع بهش بده!

سمیرا

سلام دوس جون مرسی که بهم سر می زنی خیلی خوبه مثل همیشه ولی سمیه همیشه شکایت می کرد که زندگی ش دچار حاشیه شده است... نمی دونم ولی من خودم حاشیه رو دوس ندارم چون از هدف زندگیم دور می کنه................[گل][گل]