صبح با تلفن استاد راهنما شروع می‌شود که یادت نرود دفاع کنی. نرسیده به داور خارجی صبح صبح صبح زود، نزدیک همان پل عابری که ما هم زیرش خاطره‌ای داشتیم، دختر جوان دست در دست پسری به پهنای صورتش می‌خندد و گل سرخ را می‌برد کنار سرخی لبانش و تو در دلت می خندی که ما هم روزی..

 

 


/ 0 نظر / 24 بازدید